روان شناسی

روان شناسی / شعر و داستان / فلسفه و منطق

روان شناسی

روان شناسی / شعر و داستان / فلسفه و منطق

روان شناسی
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

هیچ وقت نتوانست بفهمد چون هیچ وقت نتوانست بشنود(جیون میشام).

درهای زندان گشوده شد.عده ی کمی از زندانیان به آن توجه کردند.عده ی کمتری باور کردند!(بروس دونالدسن)

در جشن بالماسکه، نقاب از چهره برداشتم(آن استفانی).


انتخاب شده از کتاب رقص روی سنجاقک ترجمه زهرا طراوتی نشر نیماژ

**حتما این کتاب را مطالعه کنید.عالیست با ترجمه عالی تر.

۰ نظر ۳۱ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۳
سمانه محمدپور

آزادی و اراده شامل چشم پوشی از جبرگرایی نیست بلکه شامل رابطه‌ ما با آن است.

 اسپینوزا نوشت: «آزادی، شناخت سرنوشت است.»

 انسان با ظرفیت و استعدادش برای درک جبرهای موجود و انتخاب نوع رابطه‌اش با آنچه برایش از پیش تعیین شده، متمایز می‌شود.

 او می‌تواند و باید انتخاب کند که چطور با سرنوشت‌اش

 از جمله مرگ، سالخوردگی، محدودیت‌های هوشی و شرطی‌شدن‌های ناگزیر موجود در پیشینه‌اش ارتباط برقرار کند

 آیا سرنوشت‌اش را خواهد پذیرفت، انکارش خواهد کرد، با آن خواهد جنگید،

 تصدیق‌اش خواهد کرد یا به آن تن در خواهد داد؟ 

همه این واژه ها حاوی عنصر اراده‌اند.

رولو می

۰ نظر ۲۷ آذر ۹۵ ، ۱۶:۳۶
سمانه محمدپور

بخشی از شعر زیبای "عشق بدون مرز" از "نزار قبانی" : 

بانویم!
چقدر آرزو می کنم که در دوره ی روشنگری 
دوستت بدارم
و در عصر تصویر
در دوران پیشگامان
چقدر می خواهم که روزی ببینمت
در فلورانس
یا قرطبه
در کوفه
یا حلب
یا خانه ای در دهات شام

*درمورد عکس : مربوط به جنگ سوریه/شهر حمص/به امید آرامش دوباره در شام زیبا 

۰ نظر ۳۰ آبان ۹۵ ، ۲۰:۳۲
سمانه محمدپور

ماموریت
وقتی پسربچه بودم پدرم مرتب می رفت ماموریت : کانادا ، فیلیپین ، لهستان ...
هر وقت می آمد دعا می کردم زمان متوقف شود.خداخدا می کردم باران بزند ، سیل بیاید ، برف و بوران بگیرد.در مدرسه آرزو می کردم بمبارانی چیزی بشود و شهر را خاموشی بگیرد.هرچیزی که ممکن بود زندگی را از روال معمولش باز بدارد و مانع رفتن پدرم شود.وقت هایی که بچه ها توی زمین بازی ، به سر و کله ی هم می پریدند من یک گوشه کز می کردم و سرم را می بردم زیر بارانی ام و زل می زدم به ساعتم که صفحه اش توی تاریکی می درخشید و به تیک تاک دردناکش گوش می دادم؛ اما زمان هیچ وقت متوقف نشد.
حالا به خودم نگاه می کنم.به یک چشم برهم زدن شده ام یک مرد سی و پنج ساله.دارم می روم ماموریت و پسرم اشک ریزان در پایانه فرودگاه به من زل زده است!

نوشته : رابرت کریزلی
ترجمه : زهرا طراوتی
کتاب رقص روی سنجاق نشر نیماژ

۰ نظر ۳۰ آبان ۹۵ ، ۲۰:۱۰
سمانه محمدپور

چند شعر کوتاه از ریتا عوده، شاعر فلسطینی:


با پروانه ای چو من
تو را به تور نیازی نیست
می توانی گلی باشی
آن دم که خیال آسودن دارم
***
دست نمی کشم
 از ساختن خانه های شنی
در ساحل شور
شاید روزها برگردند
و بازآید کودکی
که می خواست قسمت کند
پاره ای از رویایی کوچک را
با من
***
آرزویی دارم
روزنی اما نه
که به سویش بگشایم

۰ نظر ۲۸ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۳۸
سمانه محمدپور

*این متن از کتاب "فلسفه در 30 روز" نوشته دومینیک ژانیکو ، به ترجمه حسن پور و سردابی ، انتشارات فلسفه انتخاب شده است.


برخی از واژه ها معنای واضح و مشخصی دارند.مثلا واژه های گیلاس و موتور به ترتیب بر یک میوه و یک وسیله نقلیه دلالت می کنند.حتی در حوزه های انتزاعی تر ، هنگامی که واژه های انگلیسی و فیزیک را در برنامه ی درسی می بینیم ، فورا متوجه می شویم که قرار است زبان انگلیسی بیاموزیم یا چند قانون و خصوصیت جهان را مطالعه کنیم.
اما پیش از رفتن به کلاس فلسفه آیا می دانیم قرار است چه کاری انجام دهیم یا می خواهیم چه چیزی را مطالعه کنیم؟ واقعا نمی دانیم.این موقعیت بی نظیر و عجیب است.هیچ رشته دیگری تا این اندازه اسرارآمیز نیست.
چرا این گونه است؟آیا خود این واژه(فلسفه) در این جا کمکی به ما می کند؟
در وهله اول، این امر کمی ناراحت کننده است.واژه فلسفه کاربردهای متعددی دارد که برخی درست و برخی هم نادرست است.این واژه می تواند فریبندگی و گیرایی خاصی به همه موقعیت ها ببخشد.برای مثال از رادیو می شنوید که نخست وزیر فلسفه اداره حکومت را ارائه کرد.در تلویزیون سخنگوی دولت را می بینید که سعی دارد به طور فلسفی افزایش مالیات ها را به مردم بقبولاند.واژه فلسفه در مورد اول به معنای تصوری کلی است که مبهم است اما یک چیز خوب و مثبت است.در دومی لحن رواقی خردمندانه بودن به خود گرفته است.اگر قرار است با این کلیشه ها سر و کار داشته باشیم مطرح کردن فلسفه چه لزومی دارد؟
با چنین برداشت های سطحی از واژه فلسفه به جایی نمی رسیم و در واقع هیچ نتیجه ای عایدمان نمی شود.اگر فلسفه این است همان بهتر که در خانه بمانید و پشت تلفن وراجی کنید. 
واقعیت این است که فلسفه را نمی توان این قدر تنزل داد.باید توجه عمیق تری به معانی پیچیده و غنی این واژه کرد.بنابراین اگر فلسفه واژه ای دوگانه یا مرکب است، بهتر است که بحث را شروع کنیم.
دو مطلب کاملا روشن است: اول این که واژه فلسفه میراثی از یونان باستان است و دوم اینکه ریشه آن بسیار آموزنده است.
این واقعیت که منشا پیدایش این واژه به 5 قرن پیش از میلاد در یونان باز می گردد اهمیتی ندارد.در همین منطقه و دوره بود که هندسه اقلیدسی و ایده ی دموکراسی شکل گرفت.فلسفه در کنار علمی دقیق و مستقل و زمانی که تعلق خاطر مردم به اسطوره ها رو به کاهش بود و خواستار بیرون راندن استبداد از حیات سیاسی شان بودند، متولد شد.این امر بی دلیل نیست.حتی امروزه ائتلاف سه گانه فلسفه، علم و دموکراسی همواره ضعیف و شکننده است و هرگز کل جهان را دربر نگرفته است.هنوز هم دیکتاتوری ها، خرافات و تعصبات بسیاری وجود دارد.


ریشه واژه فلسفه روشن است: معنای تحت اللفظی این واژه عشق به دانایی یا حکمت است.در زبان انگلیسی واژه هایی هست که به همین نحو به philia ختم می شود، مانند zoophilia (عشق به حیوانات) و Paedophilia (عشق به کودکان).در این ترکیبات عشق به عالی ترین معنای کلمه به کار نرفته است، اما هنگامی که عشق با sophia ترکیب می شود، جنبه حقیرانه خود را از دست می دهد و متوجه آرمان والاتری می شود و در صدد تحقق یک زندگی زیبا برمی آید.اما سوفیا را چگونه ترجمه کنیم که دقیقا منظور یونانیان را منتقل کند؟
واضح است که در زمانه ما حکمت دیگر اعتباری ندارد و به غلط به نماد خویشتن داری و اعتدال افراطی بدل شده است.خود معرفت هم برای ما معمولا امری انتزاعی و برای متخصصان امری طبقه بندی شده است.آیا ما مفهوم "توازن زیبای "سوفیا را از دست داده ایم؟
هنر زیبا و اصیل زیستن: این همان چیزی است که حکیمان یونان و فیلسوفان نخستین در طلب آن بودند.آیا برای ثبت نام در مکتب آنان خیلی دیر نیست؟!

۱ نظر ۲۶ مرداد ۹۵ ، ۰۳:۳۰
سمانه محمدپور

نامه ای بر کف دست

باهم در قهوه خانه بودیم
و من در فنجانِ قهوه می نوشیدم:
نگاه ها و لطافت هایت را؛
آن گاه که زن فالگیر آمد و کف دست مرا گرفت
تا طالعم را بخواند
و من به او گفتم:
طالعم را بخواند
اما در کف دست تو!

شعر از : غاده السمّان

۰ نظر ۲۲ تیر ۹۵ ، ۱۰:۰۳
سمانه محمدپور


گام بر آب
زیبا ترین چیز درباره عشق، این است
که نه عقلی دارد و نه خردی
زیباترین چیز درباره عشق، این است
که روی آب راه می رود
و غرق نمی شود

نزار قبانی
۰ نظر ۱۳ تیر ۹۵ ، ۱۰:۴۸
سمانه محمدپور

فنجان و رز

به قهوه خانه رفتم 
تا فراموش کنم
عشقمان را و دفن کنم
اندوه خود را،اما
تو پدیدار شدی
از فنجان قهوه ام
گل رزی سفید

از : نزار قبانی

۰ نظر ۳۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۱۱
سمانه محمدپور
بسیار دشوار است نزار قبانی(Nizar Qabbani) را بدون شعرش توضیح داد، بنابراین در آغاز قسمتی از شعر "پرسش هایی از خدا"(ترجمه احمد پوری) را بخوانیم:

خدای من
چه بر سر عقل می آید؟
چه بر ما می رود؟
چگونه یک لحظه آرزو به سالیان بدل می شود
و ناگهان عشق یقین می شود؟
چگونه هفته های سال از هم می گسلند؟
عشق چگونه فصل ها را نابود می کند
تا تابستان در زمستان سر برسد
و گل سرخ در باغ آسمان شکوفه زند
وقتی که عاشق هستیم

بعد از خواندن همین قسمت کوچک، می توان فهمید که قبانی چگونه به لطافت و ظرافت خاص خود عشق و حالات عاشق را بیان می کند به صورتی که شعرش پس از ترجمه هم آن لطافت را به زیبایی می رساند.

چند نکته اشاره وار در مورد زندگی وی:

*نزار قبانی(1998-1923) در دمشق متولد شد.
*پدرش شغل شیرینی پزی داشت و وی او را بسیار زحمتکش توصیف کرده است.
*خانه ای که نزار در آن کودکی اش را گذرانده به گفته خودش آن زمان حد نهایی جهان بود.
*سرودن شعر را از 16سالگی شروع کرد.
*در 1944 مدرک حقوق از دانشکده حقوق دمشق اخذ کرد.
*چند رویداد سخت و ناراحت کننده در زندگی وی بر شعرش تاثیر عمیقی گذاشت:
خودکشی خواهرش-مرگ پسر نوجوانش-کشته شدن همسرش در یک بمب گذاری در بیروت
*قبانی به شاعر زن و عشق ملقب است.
*وی در سن 75سالگی در لندن درگذشت.

شعر دیگری از وی:
ترجمه شعر بالا:
زیباترین(زیبایی شگفت انگیز) چیز در عشقمان این است که
نه عقلی دارد و نه منطقی
زیباترین چیز درباره عشقمان این است که
روی آب راه می رود درحالی که غرق نمی شود.

چند نکته کلی در مورد شعرهای قبانی:
**از آغاز سرودن، به سنت شکنی(اشاره به مطرح کردن مضامین عاشقانه از دیدگاه متفاوت) پرداخت که به این دلیل مورد حمله سنت گرایان قرار گرفت.
**شعر وی انسانی و متعهد است و به بی عدالتی ها و رنج ها می پردازد.
**از 1967 به شعر سیاسی و مقاومت روی آورد به علت عقب نشینی اعراب در مساله فلسطین،اما چون دوباره مورد حملات قرار گرفت از شعر سیاسی دوری کرد.

برای مطالعه بیشتر:
کتاب"داستان من و شعر" نوشته خود نزار قبانی - ترجمه دکتر یوسفی 

منابع:
در بندر آبی چشمانت-نزار قبانی-ترجمه احمد پوری
https://fa.wikipedia.org/
داستان من و شعر - نزار قبانی - ترجمه دکتر یوسفی 
۰ نظر ۱۱ فروردين ۹۵ ، ۱۴:۱۱
سمانه محمدپور

۰ نظر ۰۲ اسفند ۹۴ ، ۰۳:۲۳
سمانه محمدپور
۰ نظر ۰۱ اسفند ۹۴ ، ۰۳:۲۷
سمانه محمدپور

بیست و دو روز محاصره در کانال.
ارتش پانصد نفر از نیروهایش را از دست داده است.
اما من فقط بینی ام خط افتاده است،آن هم از عبور شلیک تیری که در جا هم سنگرم را از پا درآورد!
فیلیپ میلت

۰ نظر ۱۰ بهمن ۹۴ ، ۰۳:۳۰
سمانه محمدپور

ناگهان از خواب پرید،دلش از این همه رنج گرفته بود و خودش نیز یکه و تنها زیر نور مهتاب در وسط اتاق ایستاده بود.

درختان درپس پنجره بودند.

کتاب روی میز کنار بسترش را دید و ناگهان دریافت و حس کرد فریب خورده است؛تمام این کارها فریب بوده است.

او کتاب را خوانده بود،

صفحه ها را پیاپی ورق زده بود،

با ولع تمام آن ها را خوانده بود و در پس آن دیوار زشت کتاب ها، زندگی بود،

دل هایی بود که داغ رنج بر آن ها خورده بود،

عشق هایی که کرانه ها را درنوردیده بود،

خون و شراب به هم آمیخته بود،

عشق ها و جنایت ها رخ داده بود،

ولی او به هیچ یک گوش نسپرده بود؛

در هیچ یک شرکت نکرده بود،

خود را نیازموده بود و فقط سایه ای بود و برگی از کتابی!


قسمتی از داستان"مردی با کتاب های بسیار" از هرمان هسه

از کتاب"جوانی زیباست" ترجمه سعید فیروزآبادی - انتشارات جامی

۰ نظر ۰۷ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۴۱
سمانه محمدپور

آدلف رمانی کلاسیک از بنژامن کنستان، نویسنده سوئیسی-فرانسوی قرن هجدهم میلادی است که برای اولین بار در سال 1816 منتشر شد. پیش از پرداختن به کتاب نکاتی مختصر راجع به نویسنده آن بدانیم:

بنژامن کنستان در 25 اکتبر 1767 در لوزان سوئیس متولد شد.مادرش مدت کوتاهی بعد از زایمان درگذشت.پدر وی از افسران بلندپایه بود که در ارتش هلند خدمت کرده بود.او در دانشگاه های ارلانگن و ادینبورگ تحصیل کرد.وی در زمان حیات بیشتر در عرصه سیاست فعالیت داشت و او را یکی از تئوریسین های لیبرالیسم دانسته اند.

او از هواداران انقلاب فرانسه و از مخالفان ناپلئون بناپارت بود و به همین دلیل در سال 1814 از فرانسه تبعید شد.اما بعد از این تبعید از سال 1819 تا 1830 نماینده مجلس در فرانسه بود.وی در 8 دسامبر 1830 در پاریس درگذشت.

اما شاهکار ادبی او رمان معروف "آدلف" است.آدلف مرد جوانی است که عاشق زنی ده سال بزرگتر از خودش می شود و طی این عشق و وابستگی ها و جدایی ها، کنستان به طرز جالب و عمیقی احساسات و حالات هیجانی رخ داده را تحلیل می کند.به علت همین تجزیه و تحلیل هاست آدلف علاوه بر اینکه یک اثر ادبی است، می تواند یک رمان روانشناختی هم باشد و در واقع کنستان را پیشگام رمان روانشناختی نو دانسته اند.

**این کتاب را مینو مشیری به فارسی ترجمه کرده است(نشر ثالث).

قسمتی از کتاب:

چه قدر هنگامی که بی طرف هستیم عادل می شویم.هر که هستید هرگز منافع قلبی خود را به دیگری نسپارید؛فقط قلب انسان است که می تواند مدافع خوبی برای خود باشد : فقط دل می تواند در ژرفای زخم خود نفوذ کند؛ ورنه هر واسطه ای داور می گردد،تجزیه و تحلیل می کند، مصالحه می کند،بی تفاوتی را درک می کند، آن را ممکن می شناسد، آن را گریز ناپذیر می نامد و در نهایت حیرت می بینیم این بی تفاوتی برایش موجه و قابل بخشش می گردد.

۰ نظر ۰۶ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۳۰
سمانه محمدپور

10دسامبر یا نوزدهم آذر از طرف یونسکو روز جهانی حقوق بشر نامگذاری شده است.

حقوق بشر، شامل حقوق اولیه و اساسی هر انسانی می شوند و فارغ از نژاد، جنسیت، منطقه جغرافیایی و ... هستند. یعنی نباید صرف اینکه فردی از نژاد خاصی است از حقوق انسانی خود محروم شود.

در رایج ترین طبقه بندی از حقوق انسان که در اعلامیه جهانی حقوق بشر هم آمده، به این شکل دسته بندی شده: حقوق مدنی - سیاسی - اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی.

۰ نظر ۱۹ آذر ۹۴ ، ۱۱:۲۶
سمانه محمدپور

قلم را روی کاغذ می گردانم و سعی می کنم چیزی سرهم کنم.

طرح.شخصیت.درون مایه.

مثل داستان های قدیم از ایوب بگویم و رویای نیمه شب و جنایت و مکافات؟

کشمکش.دیالوگ.روایت.

یا مثل داستان های امروزی از فروشگاه و فست فود و ایمیل بگویم؟

بحران.اوج.گره گشایی.

از اندیشه، احساس و تجربه بگویم یا انسانیت؟

یا مثل یک قربانی در نسل خودم به سادگی بگریزم از ...

نوشته استنلی بوبن

انتخاب شده از کتاب "رقص روی سنجاقک" ترجمه زهرا طراوتی

۰ نظر ۱۶ آذر ۹۴ ، ۰۵:۳۰
سمانه محمدپور
28نوامبر روز به دنیا آمدن کارول گیلیگان، روانشناس معروف آمریکایی است.به بهانه امروز هم مطالبی در مورد وی و هم تحول اخلاقی بدانیم:
گیلیگان در سال 1936 در نیویورک و در خانواده ای یهودی به دنیا آمد.مادرش معلم کودکستان و پدرش وکیل بود.وی در دوره لیسانس ادبیات انگلیسی خوانده و در دوره فوق لیسانس روانشناسی بالینی و نهایتا در دوره دکتری به تحصیل روانشناسی اجتماعی مشغول بوده است.
به طور کلی وی بیشتر در سه زمینه فعالیت داشته است:روان شناسی،فمنیسم و اخلاق.
گیلیگان کتاب های متعددی دارد که معروف ترین آن "با صدایی متفاوت" است.از کتاب های دیگر وی:  The brith of pleasure - kyra - the deepening darkness 
و اما بحث نظریه تحول اخلاقی کلبرگ  و انتقاد گیلیگان به آن:
نظریه تحول اخلاقی کلبرگ که می توان آن را پژوهشی به دنبال نظریه تحولی پیاژه دانست، توالی و مراحلی در مورد رشد اخلاقی ارائه می کند که این نظریه سه سطح و شش مرحله دارد به طور کل که به این ترتیب است:
*سطح اول:اخلاق پیش قراردادی
-مرحله اول:جهت گیری اطاعت و تنبیه
-مرحله دوم:فرد گرایی و مبادله

**سطح دوم:اخلاق قراردادی
-مرحله سوم:ارتباطات میان فردی خوب
-مرحله چهارم:حفظ نظم اجتماعی

***سطح سوم:اخلاق فراقراردادی
-مرحله پنجم:قرارداد اجتماعی و حقوق فردی
-مرحله ششم:اصول جهانی

با رشد شناختی فرد رشد اخلاقی هم تحول پیدا می کند،اما یکی از نکاتی که در این نظریه به چشم می خورد این است که اغلب زنان تا مرحله سوم می آیند و این اغلب مردان هستند که در مراحل چهارم و پنجم قرار می گیرند.گیلیگان که خود پژوهشگر همراه کلبرگ بود با تمرکز بر این نکته مقاله و بعد کتابی منتشر کرد مبنی بر این که نظریه کلبرگ دارای محوریت مردانه است و تحول اخلاقی زنان متمایز از آن است.به عقیده وی اخلاق در زنان و دختران بر محور حقوق و قواعد متمرکز نیست بلکه بیشتر بر روابط بین فردی و یک نظام اخلاقی مبتنی بر همدردی و ترحم استوار است.گیلیگان بعد از این انتقاد به فلسفه نظریه کلبرگ، مراحلی برای تحول اخلاقی زنان ارائه می دهد که محوریت آن بر روابط بین فردی و فداکاری است که شامل سه سطح و دو گذرگاه است:
-سطح اول:بقای فردی
*گذرگاه اول:خودمحوری به سوی مسئولیت پذیری
--سطح دوم:ارزش قائل شدن برای فداکاری
**گذرگاه دوم:حرکت از فداکاری به سمت عزت نفس
---سطح سوم: اخلاق بدون خشونت 
۰ نظر ۰۷ آذر ۹۴ ، ۲۳:۴۸
سمانه محمدپور

امروز،21 سپتامبر (30 شهریور)،روز جهانی صلح است.اما معنای صلح چیست؟!

اگر در لغت نامه ها به دنبال معنای آن باشیم، کلمات و عباراتی این چنین به دست می آید: 

آشتی،سازش،مقابل حرب و جنگ،دوستی،مصالحه،آرامش،صفا و ...

از نماد های صلح هم می توان به این موارد اشاره کرد(نماد واحدی وجود ندارد):

1-معروفترین نماد صلح پرچم سفید است.

پرچم صلح کشور کلمبیا

2-علامت V یا دست پیروزی: نوعی ژست دست است که البته در فرهنگ های متفاوت معانی دیگری هم دارد.

3-کبوتر: یکی از مشهورترین نمادهای صلح است.

4-پرچم رنگین کمان: این پرچم نماد مفاهیم متعددی است که در ایتالیا نماد صلح محسوب می شود.

تعاریف متعددی از صلح وجود دارد از مهم ترین آن ها می توان به صلح پایدار از دیدگاه ایمانوئل کانت اشاره کرد. تعاریف متعدد ناشی از دیدگاه ها و فلسفه های متفاوت است.بنابراین بعید است بتوان به تعریف واحدی از مفهوم صلح رسید ولی آنچه مسلم است این می باشد که جامعه جهانی امروز فارغ از فلسفه های متفاوت به یک صلح در حد معنای لغوی آن یعنی آرامش و نبود جنگ نیاز دارد.

جملاتی در مورد جنگ و صلح:

* هرودوت: حماقت هیچ کس به اندازه ای نیست که جنگ را بر صلح ترجیح دهد.

منبع: تاریخ هرودوت(9 کتاب) - کتاب اول

** جنگ قانون ابدی زندگی است و صلح راحت باش میان دو جنگ است.

بدون منبع


 لینک مقالاتی که برای مطالعه عمیق تر می توان بهره برد:

http://fa.journals.sid.ir/ViewPaper.aspx?ID=125599

http://fa.journals.sid.ir/ViewPaper.aspx?ID=50588

http://fa.journals.sid.ir/ViewPaper.aspx?ID=68364

۰ نظر ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۲۰:۲۷
سمانه محمدپور
کتاب جنس ضعیف به نگارش روزنامه نگار ایتالیایی،اوریانا فالاچی، گزارشی است از وضعیت زنان در جهان که حاصل سفرهای وی به چند کشور است.
این کتاب توسط یغما گلرویی ترجمه شده و انتشارات نگاه آن را منتشر کرده است.

اولین نکته که با خواندن چند صفحه از کتاب مشخص می شود،نگارش ساده آن است که بیشتر شبیه خاطره نگاری است.

دومین نکته این است که این کتاب با ذکر نکاتی از هر کشور و ناحیه، برخی اطلاعات نادرست ما در مورد مردم و زنان آن ناحیه را تغییر می دهد.مانند شرح زندگی گیشاهای ژاپن که بیشتر مردم آن ها را زنان فاسد می دانند که با مطالعه این کتاب این اعتقاد تغییر می کند.

سومین نکته این که کتاب جنس ضعیف به خوانندگان در شناخت بیشتر این کشور ها کمک کرده و به نوعی می تواند راهنمای سفر نیز باشد.

آخرین نکته این است که جنس ضعیف با نگاه عمیق و جست و جوگرانه مسائل را شرح می دهد و زمینه تحقیق و مطالعه بیشتر را در خوانندگان به وجود می آورد.


این کتاب در شش بخش نوشته شده است:
بخش اول : سفر به پاکستان و شرکت در یک مراسم عروسی پاکستانی که با شیوه ازدواج در غرب تضادهای آشکاری دارد.
بخش دوم: سفر به هند و آشنا شدن با ویژگی های زنان هندی
بخش سوم: سفری بدون نتیجه به اندونزی و بعد به سنگاپور و ملاقات با مادرسالارها
بخش چهارم: ملاقات با هان سوین و سفر به هنگ کنگ
بخش پنجم : سفر به ژاپن و آشنایی با گیشاها
بخش ششم: سفر به هاوایی و ملاقات زنانی که بسیار تغییر کرده اند
۰ نظر ۲۱ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۱۱
سمانه محمدپور